بازی برگزار میشود، بازی برگزار نمیشود. بازی بدون تماشاگر برگزار میشود، بازی با تماشاگر برگزار میشود. اینها اظهارنظرهایی است که این روزها در خصوص هر کدام از دیدارهای لیگ برتر به وفور شنیده میشود. اظهارنظرهایی که نشان از عدم ثبات در تصمیمگیری برای مسابقات فوتبال دارد. فوتبالی که این روزها بیشتر برای «خفه شدن» برگزار میشود تا اینکه ورزشی باشد جذاب برای پر کردن اوقات فراغت تماشاگران یا سلامتی ورزشکارانش.
نکته جالب ماجرا اینجاست که تمام این نظرات هم از سوی مراجع ذیصلاح و تصمیمگیرندگان اصلی مسابقات لیگ برتر اعلام میشود تا باز هم ثابت شود چه بلبشوی عجیب و غریبی وجود دارد و هیچ کس هم توانایی جمع و جور کردن داستان را ندارد. این روزها و در آلودگی خفهکننده هوای تهران از سویی شنیده میشود که تمامی فعالیتهای ورزشی از جمله مسابقات فوتبال تعطیل است، اما از سوی دیگر دیده میشود که رقابتهای لیگ برتر برگزار میشود، آن هم با حضور دهها هزار تماشاگر!
خب رفت و آمد این تعداد آدم در هوای آلوده که بیشتر آن هم با وسائل نقلیه شخصی صورت میگیرد به خودی خود به آلودگی هوا اضافه میکند و تعجببرانگیز است که چرا سازمان لیگ به جای نگرانی بابت سلامت بازیکنان و تماشاگرانی که به ورزشگاه میروند، فقط به فکر برگزاری مسابقات است. ماجرا وقتی جالب میشود که توجیهات مسئول ورزشگاه شهدای شهر قدس هم به اصرار سازمان لیگ و فدراسیون فوتبال به برگزاری مسابقات اضافه میشود.
مدیر ورزشگاه شهر قدس میگوید: «به دلیل باغهایی که در مجاورت شهرقدس وجود دارد و درختان فراوانی که در باغها و نزدیکی ورزشگاه هستند، همواره شاخص آلودگی در ورزشگاه پایینتر از شهر تهران است. طبق اعلام سازمان لیگ، تمامی عوامل مشغول کار هستند تا بازی برگزار شود. اعلامی به ما نشده که امکان برگزاری بازی نیست.»
اینکه جناب همایون از کدام باغ حرف میزند و کدام درختان فراوان مد نظرشان است را باید از خودشان پرسید، اما حداقل برای نگارنده مطلب که چند باری سعادت حضور در ورزشگاه شهرقدس را داشتهام و اتفاقاً رفت و آمد زیادی هم به آن حوالی دارم، مسجل است که نه در شهرقدس و نه حتی منطقه شهریار در نزدیکی آن به سبب ساخت و سازهای بیضابطه و فراوان و غیراصولی دیگر چندان باغ و درختی باقی نمانده که بتواند در کاهش آلودگی هوا مؤثر باشد که اگر بود اوضاع امروزمان این نبود. مهمتر اینکه آنچه در اطراف ورزشگاه شهرقدس دیده میشود بیشتر مراکز تجاری و کارگاههای تولیدی است تا درختان فراوانی که مدیر این ورزشگاه مدعی وجود آنهاست.
بگذریم؛ بحث، بحث بلبشوی تصمیمگیری و عدم ثبات مناسب در آن است. اینکه مسئولان برگزاری لیگ میخواهند به هر قیمت ممکن (حتی به خطر افتادن سلامتی بازیکنان و تماشاگران) مسابقات را برگزار کنند. البته این هم برگی دیگر از ماجراهای فوتبالی است که ادعای حرفهای بودن دارد. فوتبالی که حتی در برنامهریزیهای آن هم نمیتوان ردی از حرفهای بودن پیدا کرد. فوتبالی که حتی سلامتی عواملش هم برایش مهم نیست. فوتبالی که میخواهد به هر قیمت خودش را سرپا نشان دهد، حتی در هوای خفهکننده و آلوده پایتخت. فوتبالی که ظاهراً برای «خفه» شدن است.